تبليغاتX
نردبون

> زمانی فکر ميکردم عشق ، موهبتی از جانب خداونده تا باعث تجديد و شور در زندگی کسل کننده ملت بشه، ولی الان احتمال ميدم که عشق صرفاً حربه اي از جانب مادر طبيعت تا مانع منقرض شدن نسل بشر بشه. عشق صرفاً احساسی پليديه که انسان منفعت طلب وصف ها از نا کجا اباد از شيرينی و لذتش شنيده و تمام زندگيش به دنبال پيدا کردن معشوقی ميگزره تا بعد پيدا کردنش ارزو کنه تا ابد باهاش بمونه.اين ارزوي ابديت یاعث شد که خانواده اي به دنبالش به وجود ومد تا چند تا بشر کوچولو که فقط تا وقتی که کوچيکن دوست داشتنين به دنيا بيان(احتمالاً شيرينی و معصوميت بچه ها هم يه کلک ديگه مادر طبيعت واسه کسخل کردن پدر مادراست) احتملاً بعد ها عشق رو يادشون رفت و شروع کردن صرفاً به خانواده ساختن. البته عشق، اين اختراع مادر طبيعت ، مثل همه  مصنوعات خطاهايی داره که يک در ميليون ميشه ليلی و مجنون و عشق های افلاطونی که بعدا بشه همون تجربهاي شيرين ديگران که کسی نديده و همه ديوانه وار دنبالشند تا بعدش  بشه خانوادهيا هر دو نفری که زمانی از فريبی خوردن مست بشن و يه بشر کوچولو پس بندازند، يه لوپ زجر اميز. 

> تو روح پدر مادر طبيعت .

+ نوشته شده توسط پژمان در جمعه یکم مرداد 1389 و ساعت 21:30 |

> در زندگی حتی مرگ هم مصيبتی کم اهميت تر از فلاکت روزمرگيست.


+ نوشته شده توسط پژمان در جمعه بیست و پنجم تیر 1389 و ساعت 18:54 |
> افراد جامعه غير از خودت صرفاً برای اينند که اونها رو به زور در زندگی نکبت بار و کسالت بارت سهيم کنی تا صرفاً خودت نسبت به خودت احساس بهتری داشته باشی. بدون اينکه ذره اي اهميت بدی چقدر زندگی ديگران رو نکبت بارو کسالت بار ميکنی.

+ نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389 و ساعت 19:14 |

> ای کاش قبل از اينکه ديگران رو دوست داشته باشيم بهشون فرصت ميداديم که ما رو دوست داشته باشن.


+ نوشته شده توسط پژمان در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 و ساعت 15:2 |

> دارم مجازات ميشم و خدايا مجازات چه قدر تلخ و سياهه.

> اميدوارم هروقت که کاره درست و نادرستی رو انجام ميدين به اين کاملاً فکر کنين که چه قدر آخرش ميتونه نادرست و درست باشه.

> خدايا به اميد تو .

+ نوشته شده توسط پژمان در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 22:24 |

> هر عقيده و مکتب و دينی تا زمانی ارزشمند توجه است که در برابر ديوانگی بشر دوام اورده باشد، بعد از آن هر توجهی باعث ديوانگی مضاعف است.

> هر عقيده و فرهنگ و دينی را بايد بر اساس برداشت ها و رفتار های درست و نادرست پيروانش مورد قضاوت شخصی قرار داد، نه بر اساس اصول بنیادی و فرعی آن، حتی اگر از ديدگاه بسياری اصولی بسيار طلايی
، اخلاقی و انسانی باشند.

+ نوشته شده توسط پژمان در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 و ساعت 16:32 |

> دين ، مجموعه دستورات احتمالاً درست و شايد نادرستيه برای زندگی بهتر پيروانش.

 

> دينی که تو تار و پود زندگيمون مياريم تا راضی ، مطمئن و بدون ترس زندگی کنيم. در حالی که در همون زمان ازش احساس بي نيازی ميکنيم و محدوديت هاشو مطابق ميل و ارزشهامون تفسير و نابود ميکنيم. هر وقت که حس کردی حتی ذره اي دینت زندگيت رو محدوديته بدون دلیل و منطقی ميکنه، بجای توجيهش فوری دينتو بذار کنار تا وقتی که در آينده به کنارش برگشتی دينی باکره داشته باشی نه دینی که خودت با وقاحت به تمامیتش تجاوز کردي و از بين برديش.

 

> زمانی که مغرور و بی نيازی، دينت رو دست نخورده ترک کن تا زمانی نجاتت بده.

+ نوشته شده توسط پژمان در شنبه چهارم اردیبهشت 1389 و ساعت 20:38 |

> نوروزتون مبارک 


> :o)


+ نوشته شده توسط پژمان در شنبه بیست و نهم اسفند 1388 و ساعت 1:21 |

> ادگار گفت : " وقتی لب فرو می بنديم و سخنی نمی گوييم، غير قابل تحمل ميشويم و انگاه که زبان می گشاييم، از خود دلقکی می سازيم."

مدتی بود که کف اطاق نشسته بوديم و خيره به عکس ها می نگريستيم. پاها به خاطر نشتسن، خواب رفته بود.

کلام در دهانمان همان قدر زيانبار است که ايستادن بر روی سبزه ها؛ هر چند سکوتمان نيز چنين است.

ادگار ساکت بود.

>  جملات ابتدايی کتاب "سرزمين گوجه های سبز" از هرتا مولر با ترجمه غلام حسينن ميرزا صالح.

> يکی از بهترين آغاز هایی رو داره که تا حالا خوندم. نميدونم
،شايد چون هميشه در مورد خودم صادق بوده اين قدر از اين جملات خوشم اومده. واقعييتی که مجبورم کرده تعاملم رو با بقيه کم کنم.از ترس حرف به سکوت و از سکوت به تنهايی پناه ببرم. به هر حال اون قدر آغاز زيبايی بود که ميتونه علاوه بر تأثير ادبيش وادارت کنه بخريش. يه آغاز ادبی بسيار زيبا که در عين حال تجاری هم هست!

+ نوشته شده توسط پژمان در جمعه دوم بهمن 1388 و ساعت 13:37 |
> یک دنیا آرمانی دنیایست که هیچ جامعه ای در آن وجود ندارد که دین و عقیده ای آرمانی در متن جامعه داشته باشد. مهدی موعود هم دنیایی خواهد ساخت که هیچ دینی خارج از قلب ها و فکر ها و خانه های انسان ها نخواهد بود.

 

> یا حجت ابن الحسن .      ریشه دین رو بکن *


* از کسی به اسم تب چل درجه
+ نوشته شده توسط پژمان در سه شنبه بیست و نهم دی 1388 و ساعت 14:21 |